×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  چهارشنبه - ۲۷ دی - ۱۳۹۶  
true
true
مدعیان ضد روزنامه‌نگاری زرد، بیش از آنها پرده‌دری می‌کنند؛ در نشست «رسانه و اخلاق» شفقنا مطرح شد

شفقنا رسانه- اخلاق حرفه‌ای در رسانه‌های ایرانی چه جایگاهی دارد؟ چه قدر می‌توانیم به رسانه‌ها اعتماد و خبر خبرنگاران آن را معتبر بدانیم؟ امیرعباس تقی پور، مدیرمسئول ماهنامه مدیریت ارتباطات و فریبرز بیات، سردبیر سایت مدرسه همشهری در نشست شفقنا رسانه پاسخ‌های ممکن به این پرسش‌ها را بررسی کردند و این که قوانین موجود چه قدر توانسته‌اند به درونی کردن هنجارهای اخلاقی در فضای رسانه‌ای کمک کنند. نقش انجمن‌های صنفی، سازمان رسانه‌ای و قوانین موجود و در حال نگارش حوزه‌ی رسانه در بهبود فضای حرفه‌ای رسانه‌ها بررسی شد. اگرچه بیات معتقد است نباید اخلاق را در قانون خلاصه کنیم و اصولا تراکم قوانین یکی از دلایل به تعبیر او بحران اخلاقی در جامعه و فضای رسانه‌ای است. تقی‌پور نیز می‌گوید باید نوشتن قوانین و درونی کردن اصول اخلاق حرفه‌ای را به صنف و اهالی این حرفه‌ سپرد. در ادامه متن کامل نشست شفقنا رسانه را می‌خوانید:

برای شروع، به نظر شما آیا میزان رعایت اخلاق حرفه‌ای در رسانه‌ها مطلوب است یا خیر؟ مشکلات اصلی این حوزه چیست؟

تقی پور: بحث اخلاق پایبندی به برخی ارزش‌ها و هنجارهای شناخته شده است که به دلیل آشفتگی که در میان رسانه‌ها در حال حاضر وجود  دارد، در بسیاری جاها اخلاق هم ذبح می‌شود. این آشفتگی به دلیل تلاش برای حفظ منافع بخش‌ها و گروه‌هایی است که برای رسیدن به هدف خود حاضرند دست به هر کاری بزنند. اگر قرار باشد برای دست‌یابی به هدف از هر روشی استفاده شود طبیعی است بخشی از هنجارها و ارزش‌های جامعه باید زیر پا گذاشته شود، بنابراین چون این اتفاق در حال روی دادن است می‌توان این نتیجه را گرفت که متاسفانه اخلاق در رسانه ها قربانی منافع جناحی، مادی و گروهی می شود و این همان جایی است که نتیجه اخلاق‌گرایی را از بین می‌برد؛ نتیجه اخلاق‌گرایی، اعتمادی است که افکارعمومی و مردم به رسانه‌ها پیدا می‌کنند و به همین دلیل شاید تمایل افکار عمومی به سوی رسانه‌های رسمی رفته رفته کاهش پیدا کرده و علی‌رغم افزایش جمعیت، افزایش سطح دانش مردم و نخبه گرایی ایجاد شده، متاسفانه پایگاه‌های مردمی رسانه‌ها رو به افول است.

بیات: بحران اخلاق یا مسائل اخلاقی در حوزه رسانه‌ها به مسئله‌ای کلان‌تر برمی‌گردد. فکر می‌کنم جامعه ما به طورکلی در حال حاضر، دچار یک بحران اخلاقی است علی‌رغم وجود یک فوران ادبیات اخلاقی در جامعه، مساجد، رسانه‌ها و تراکم قواعد و قوانین نظارتی و حجم زیاد آنها و همچنین تعدد مراکز و نهادهای کنترل رسمی و غیر رسمی هیئت نظارت، دادستانی، ستاد امر به معروف و نهی از منکر، مراکز امنیتی و نظامی تا حتی گروه‌های خودسر، باز هم در جامعه دچار مسائل و بحران اخلاقی هستیم. در صورتی که با وجود این همه قوانین و ادبیات اخلاقی در مساجد، رسانه‌ها و … نباید این قدر دچار مسائل اخلاقی از قبیل توهین، افترا، تهمت، اختلاس، ارتشاء، رشوه و … در جامعه باشیم.

اخلاق مجموعه قواعدی برای انتظام بخشی به رفتارها و انتظارات اجتماعی است و در واقع چگونگی رفتار در صحنه‌های مختلف زندگی اجتماعی و انتظارات افراد و سازمان‌ها را از یکدیگر مشخص می‌کند. وقتی این قواعد به هم می‌خورد یا مشروعیت و اعتبار خود را از دست می‌دهد، هر کس به قاعده شخصی خود عمل می‌کند و آن قاعده مشترکی که همه روی آن اتفاق نظر دارند به هم می‌ریزد و نتیجه آن انواع بحران اخلاقی در زندگی فردی، خانوادگی، حرفه‌ای و جامعه مدنی است که تجلی آن را در رسانه‌ها هم می‌توان دید و بسط داد. در واقع فضای اخلاقی حاکم بر رسانه‌ها بازتابی است از آنچه در جامعه وجود دارد.

تقی پور: انتظار از رسانه این نیست که پیرو جامعه باشد بلکه رسانه باید پیشرو باشد؛ اگر در جامعه اخلاق رعایت نمی‌شود یک مسئله نسبی است و انتظار این است که رسانه‌ها به از بین رفتن بی‌اخلاقی در جامعه کمک کنند نه این که خود به آن بپیوندند و دامن بزنند.

بیات: بخش عمده‌ای از بی‌اخلاقی‌ها به این دلیل است که یک نوع بی‌تعادلی در جامعه ایجاد شده است. متأسفانه روال جامعه به گونه‌ای شده که نهادهای اقتصادی چون زمینه‌های مبادله‌ای، بده بستان و منفعت طلبی دارند، توانسته‌اند ارزش‌های خود را بر سایر ارزش‌های ما مسلط کنند و نهادهای فرهنگی، معنوی و اخلاقی مانند آموزش و پرورش، دانشگاه ها، مدارس، رسانه ها و حتی مراکز دینی و تبلیغاتی -که باید پاسدار ارزش‌های اخلاقی باشند- در حال حاضر به نوعی دنباله‌روی ارزش‌های نهادهای اقتصادی هستند و به سمت نوعی فردگرایی و خودگرایی حرکت می‌کنند که اکنون این وضعیت، گفتمان غالب جامعه شده است. فضای فرهنگی جامعه به سمت نوعی نفع طلبی، خودخواهی و خودگرایی کشیده شده که در تمام عرصه‌ها خود را نشان می‌دهد و منافع فردی و شخصی بر منافع اجتماعی -که شاکله اخلاق است- اولویت پیدا کرده است. در واقع اخلاق از جایی آغاز می‌شود که دگرخواهی، احساس مسئولیت اجتماعی و تقدم و نفع اجتماعی شکل می‌گیرد و بر منافع فردی و شخصی اولویت پیدا می‌کند و  زمانی که این ارزش‌ها تسلط پیدا می‌کند همه آنها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

اخلاق در رسانه این گونه پا به میدان می‌گذارد که خبر چیست و چه کسی آن را تعیین می‌کند؟ آیا خبر انعکاس حقیقت عینی است که اتفاق افتاده یا تجلی منافع سازمان رسانه‌ای، منافع فردی ما به عنوان خبرنگار، منافع حزبی و گروهی یا فشاری که سازمان‌ها و مراکز و مراجع قدرت و سازمان آگهی‌ها می‌توانند ایجاد کنند. این که در انتشار خبر آیا به پیامدهای آن توجه می‌شود؟ در زمان انتشار خبر آیا از خود می‌پرسیم این خبر چه تاثیری می‌تواند داشته باشد و به گروه‌های مختلف اجتماعی چه زیان‌هایی می‌تواند وارد کند؟ گاهی خبری را منتشر کنیم که جامعه را آشفته می‌کند یا به حریم خصوصی افراد وارد می‌شویم یا خبر غیرموثقی منتشر، و به خاطر منافع فردی یا سازمانی خود نیز لاپوشانی و خودسانسوری می‌کنیم و خبری را منتشر نکنیم. سر این دو راهی‌ها است که اخلاق باید خود را نشان دهد و دست ما را بگیرد یعنی هم در حوزه تعریف خبر و هم در حوزه مسئولیت خبرنگار. به عنوان مثال میزان اهمیتی که به فیش‌های حقوقی یا اختلاس سه هزارمیلیاردی و ۱۲هزار میلیاردی داده شد، چقدر بود؟ آیا این دو در رسانه‌ها هم وزن بودند؟ فیش‌های ۵۰ میلیون تومانی یا۱۰۰ میلیون تومانی مهم‌تر هستند یا اختلاس سه هزار میلیارد تومانی؟

آقای تقی پور، شما گفتید انتظار می‌رود رسانه‌ها پیشرو باشند و پیرو جامعه نباشند. ضمن این که موافق بودید رسانه‌های فعلی ما بازتابی از شرایط بحران اخلاقی جامعه هستند. فکر می‌کنید در شرایط موجود چگونه رسانه‌ها می‌توانند خود را از آن فضا مقداری جدا کنند؟

تقی پور: حداقل انتظار این است که رسانه‌ها، برای تغییر فضای جامعه اگر منفی است و اخلاق در آن رعایت نمی‌شود، باید تلاش کنند. البته نمونه‌های فراوانی هم وجود دارد که رسانه‌ها تاثیرگذار بوده‌اند، البته همین الان هم هستند و در فعالیت‌های خیریه ورود پیدا می‌کنند. رسانه‌ها وقتی  به خیر جمعی کمک می‌کنند، یک انرژی را ایجاد می‌کنند، به عنوان مثال مردم هر سال در همین ایام به استقبال جشن نیکوکاری می‌روند و حتی فردی هم که بضاعت مالی چندانی ندارد به بچه‌های مدرسه‌ای بی‌بضاعت کمک می‌کند. البته واژه‌ها و اصطلاحات آن قدر دستکاری شده‌اند که دیگر در معنی خود نیستند، مثلا واژه صداقت پر از معانی ارزشمند است اما وقتی کسی می‌گوید می‌خواهم صادقانه مطلبی را عرض کنم، مردم احساس می‌کنند می‌خواهد دروغ بگوید. یعنی حرف تا عمل آن قدر متفاوت بوده که طبیعتا این وضعیت به رسانه‌ها هم کشیده شده است. اما رسانه‌ها برای خود اصولی اخلاقی دارند، این که چگونه  رفتار کنند و چطور به حریم شخصی و زندگی افراد وارد نشوند. چگونه منافع جامعه را به منافع گروه‌ها ترجیح دهند. چطور خبر را در اندازه واقعی خود ببینند. گاهی اوقات با یک خبر نگرانی در جامعه ایجاد می‌شود که اگر آگاهی نسبت به ابعاد انتشار خبر وجود داشته باشد، در نوع انتشار آن تجدیدنظر می‌شود. بخشی از بی‌اخلاقی‌ها هم به این دلیل است که افراد ناآگاه یا کمتر آگاه وارد برخی از رسانه‌ها شده‌اند و شناخت کافی نسبت به مسائل ندارند بنابراین نمی‌توانند تجزیه و تحلیل کنند و متوجه مسئولیت و تأثیر کار خود نیستند چرا که اگر آگاه باشند می‌دانند کجا چه بنویسند و چه ننویسند؟ به چه خبری  ابعاد ملی دهند  و به چه خبری ابعاد منطقه‌ای یا محلی.

به عنوان مثال آمار کشته شدگان در حوادث هوایی یکی از مشکلات کشورمان است که رسانه‌ها از آمار آن بسیار حرف می‌زنند. وقتی هواپیمایی سقوط می‌کند، چه اتفاقی می‌افتد؟ رسانه‌ها همه موضع می‌گیرند که ۵۰۰ نفر کشته شده‌اند و البته جای موضع‌گیری هم دارد اما شما ببینید در هفته براساس آمار اخیر پلیس در جاده‌های ما به اندازه سقوط یک هواپیما آدم‌ها جان خود را از دست می‌دهند و هیچ رسانه‌ای نیست که به طور عمیق به این مسئله بپردازد و ابعاد آن را مطرح کند.

من معتقدم رسانه از آنجا که باید از افراد آگاه، مطلع و نخبه جامعه تشکیل شده باشد، فضای موجود را به سمت بهبود و ارتقاء پیش ببرد. زمانی بنده فقط مصرف کننده رسانه بودم و برای خرید روزنامه در صف می‌ایستادم- حدود ۳۰ سال پیش در دوران جنگ، مردم برای خرید روزنامه کیهان و اطلاعات صف می‌کشیدند- و حتی به کیوسک محله می‌سپردیم برای ما نگه دارد و حتی حاضر بودیم بیشتر از قیمت خود روزنامه پول پرداخت کنیم. اما در دنیای امروز هر شخصی، یک گوشی تلفن هوشمند دارد که علاوه بر مصرف می‌تواند تولیدکننده هم باشد و این مسئله، شرایط را بسیار حساس‌تر کرده و ایجاب می‌کند در استفاده از ابزار در اختیار آگاهی بیشتری داشته باشیم.

درباره‌ی اصول اخلاقی در رسانه‌ها و این که چه مطلبی منتشر شود یا نشود، صحبت شد اما مرامنامه منسجمی در این زمینه در رسانه‌های ما وجود ندارد؛ فکر می‌کنید وجود این مرامنامه چقدر می‌تواند به اخلاقی‌تر شدن فضا کمک کند؟

تقی پور: مرامنامه اخلاقی به لحاظ بین‌المللی وجود دارد اما طبیعی است هر کشوری بر اساس دین ، مذهب و چارچوب‌های ارزشی خود باید مرامنامه بومی هم داشته باشد. در کشور ما در این زمینه‌ها باید و نبایدهای فراوانی ایجاد شده و مقررات دست و پاگیر فراوانی تولید شده است. اما  چرا با وجود این باید و نبایدها و فراوانی تولید محتوا در این زمینه، وضعیت فعلی ایجاد شده و به گونه‌ای شده که اگر شخصی از صداقت صحبت کند، مخاطب فکر می‌کند می‌خواهد دروغ بگوید؟ برای تدوین مرامنامه‌های اخلاقی داخلی، انجمن‌های صنفی و روزنامه‌نگاری باید به میدان آیند، آن را مصوب کنند، خود پایبند آن هم باشند و حتی نظارت هم توسط خودشان صورت بگیرد. اگر نظارت حکومتی و دولتی باشد باز هم وضعیت همین است اما خود روزنامه‌نگاران می‌توانند بهترین مدافع و حافظ اصول اخلاقی باشند که خود تدوین کرده‌اند. اگر انجمن‌های روزنامه‌نگاری به رسمیت شناخته شوند و به آنها اجازه داده شود که خود تبیین کننده و ناظر باشند و مراقبت کنند، مرامنامه‌های اخلاقی ما علاوه بر ارزش های دینی‌مان به عنوان اصول مسلم، به یک سری از ارزش‌های حرفه‌ای هم می‌رسند و اگر این ارزش ها را رعایت کنیم در نهایت ما در راستای اخلاق حرفه‌ای حرکت کرده‌ایم. شما ببینید در همین یکی دو سال اخیر ما حتی در حوزه تصویر هم اخلاق را زیر پا گذاشته‌ایم، بعضی رسانه‌ها برای این که مخاطب بیشتری جذب کنند از جسد آدم‌های شناخته شده در سردخانه‌ها عکس می‌گیرند. این کجای دنیا مرسوم است که عکس جسد بی‌جان بزرگان خود را در حالی که در آن لحظه متعلق به خانواده‌شان هستند، منتشر کنند؟

من فکر می‌کنم یکی دیگر از موارد بسیار مهم بحث منبع خبر است. ما در حال حاضر اخبار بدون منبع بسیار زیاد داریم. آبروی افراد را می‌بریم و بعد می‌گوییم اشتباه کردیم در حالی که آبروی از دست رفته دیگر برنمی‌گردد.

رسانه‌ها باید به دنبال جلب اعتماد مردم باشند، برخی از رسانه‌ها با عنوان رسانه های زرد یا هر عنوان دیگری برای فروش بیشتر مرزهای اخلاقی را زیر پا می‌گذارند. شاید در مرحله اول موفق هم شوند اما به مرور زمان و در کوتاه‌ترین زمان مخاطبان خود را از دست می‌دهند چون مخاطب به دنبال دریافت اطلاعات درست و صحیح است.

متاسفانه بعضی رسانه‌های رسمی نیز در حال حاضر در رقابت با رسانه‌های زرد و برای از دست ندادن مخاطبان و جذب مخاطب جدید، اخلاق را زیر پا می‌گذارند یعنی نتوانسته‌اند بر سایر رسانه‌ها تاثیر مثبتی داشته باشند.

بیات: اتفاقا کسانی این کار را انجام می‌دهند که خود مدعی ضد روزنامه‌نگاری زرد و حتی روزنامه‌نگاری غربی هستند. در حالی که علیه فرهنگ یا ژورنالیسم غربی داد سخن سر می‌دهند، خود در عرصه ژورنالیسم کارهایی انجام می‌دهندکه امکان ندارد ژورنالیسم غربی هم تا این حد جلو برود. یعنی تا این حد مرزها را شکسته و پرده دری کنند و دست به افترا، توهین، انتشار خبر بدون استناد و منبع معتبر بزنند که به نظر من بعضی رسانه‌های ما در حال انجام این کار هستند.

خبر بدون منبع یا منبع‌های دروغین یا کپی‌پیست‌ها از مشکلات بزرگی است که متاسفانه دامن‌گیر رسانه‌های موجود شده است. در همین وضعیت اقتصادی بعضی رسانه‌ها به خاطر جذب مخاطب به سمت نوعی روزنامه‌نگاری زرد می‌روند. روزنامه‌نگاری زرد در جامعه ما بیشتر در آگهی‌-خبرها خود را نشان می‌دهد و تجلی پیدا می‌کند نه این که فقط بخواهند مخاطب طبقه پایین را با یک سری اخبار جنجالی پوشش دهند. یا بعضی خبرنگاران که با هدیه‌های دریافتی وامدار مراکز مختلف می‌شوند و به نوعی سازمان‌ها تعیین می‌کنند اخبار را چگونه منعکس کنند و چقدر و چگونه پوشش دهند؟

بخشی از بی‌اخلاقی‌ها نیز ناشی از نداشتن مهارت روزنامه‌نگاری است، مثلا خبری منتشر شد که رمز کارت‌های بانکی به سرقت رفت. این خبرنگار نمی‌داند رمزنگاری به چه معناست؟ شبکه پشتیبان یعنی چه؟ چنین خبری می‌تواند سبب تشویش اذهان بسیاری از مردم شود و این اوج مهارت حرفه‌ای خبرنگار است که بداند در چنین شرایطی چگونه هم باید به مردم آگاهی بدهد هم نگرانی نادرست ایجاد نکند. بعد از این خبر، مردم برای تغییر رمزهایشان جلوی دستگاه‌های خودپرداز صف کشیدند در حالی که این راه حل نبود.

همچنین طنزهایی درباره قومیت‌ها که اخیرا در برخی از رسانه‌ها از رسانه ملی گرفته تا رسانه‌های دیگر می‌تواند جنجال به پا کند و به انسجام ملی، اتحاد و همبستگی لطمه بزند. در تمام حوزه‌ها چنین مسائلی متاسفانه وجود داشته است. در صحنه قتل یک نفر در میدان سعادت آباد همه از جمله خبرنگاران و شهروندخبرنگاران ایستادند و عکس گرفتند اما کسی جلوی قاتل را نگرفت. اینجا عرصه‌ای است که اخلاق خود را نشان می‌دهد؛ وظیفه ما چیست؟ نجات جان یک انسان یا گرفتن عکس از  لحظه‌ای که چاقو در شکم یک نفر فرو می‌رود.

تقی پور: گاهی اوقات ما از روی ناآگاهی بی‌اخلاقی می‌کنیم و گاهی اوقات نیز این مسئله تعمدی است. اگر عمدی باشد که تکلیف آن معلوم است اما وقتی از روی ناآگاهی در یک رسانه، خبری منتشر می‌شود که در جامعه ایجاد نگرانی می‌کند، از مسئولیت فرد کم نمی‌شود.  خبرنگار به عنوان کسی که قرار است به دیگران از طریق ابزاری به نام رسانه آگاهی بدهد، ابتدا باید آموزش‌های لازم را دیده باشد تا در انتقال این خبر درست عمل کند. الآن من در سازمانی کار می‌کنم که پنج میلیون نفر مستمری‌بگیر دارد و زندگی‌شان را از این حقوق بسیار ناچیز تامین می‌کنند. بیشتر اینها حداقل‌بگیر هستند و حدود ۹۰۰ هزار تومان حقوق دریافت می‌کنند. اگر این پول به هر دلیلی اول ماه به آنها پرداخت نشود، زندگیشان مختل می‌شود و به معنای واقعی با مشکل مواجه می‌شوند. با این وصف اگر خبرنگاری بنویسد مثلا مستمری‌بگیران سازمان تأمین اجتماعی تا دو ماه دیگر حقوقی ندارند، تشویش بسیاری در ذهن مردم ایجاد می‌شود و حتی ممکن است تعدادی سکته کنند چراکه به غیر از آن هیچ منبع درآمدی دیگری ندارند. حالا اگر خبرنگار فعال در این حوزه ابعاد مختلف کار در مسئله سازمان تامین اجتماعی را نداند و چنین خبری را منتشر کند حتی اگر واقعیت هم داشته باشد، چه اتفاقی می‌افتد؟ می‌دانید چه نگرانی جامعه را فرا می‌گیرد؟ اما اگر خبرنگار بتواند از طریق تولید مطالب و جلب توجه مسئولیت کارفرمایان منابع سازمان تامین اجتماعی و وصولی آن را برای ارائه خدمات بهتر به بازنشستگان تقویت کند، چه قدر می‌تواند متفاوت باشد؟

درباره‌ی مصداق‌های مورد توجه در مرامنامه اخلاقی‌ صحبت و تاکید شد انجمن‌های صنفی باید وارد این کار شوند. آقای بیات، چند سالی است انجمن صنفی روزنامه‌نگاران در تعلیق است و هیچ انجمنی وجود ندارد که بیشتر روزنامه‌نگاران را تحت پوشش قرار دهد و در واقع به مسائل صنفی‌شان بپردازد، فکر می‌کنید چه طور می‌توان فضا را یک مقدار بهتر کرد؟

بیات: ببینید واقعیت این است که مرامنامه‌های اخلاقی کمابیش وجود دارد اما داشتن مرامنامه اخلاقی یک موضوع است و این که ما این مرامنامه‌ها را چگونه باید تبدیل به سرمشق‌های رفتاری کنیم یک موضوع دیگر است. بخشی از آن بر می‌گردد به نوع همان قواعدی که اشاره شد. اگر قواعد اخلاقی در مرامنامه‌ها بسیار متنوع و متراکم باشد، این تراکم در بسیاری جاها منجر به تضاد منطقی بین قواعد می‌شود یعنی باید قاعده‌ای به هزینه دیگری کنار گذاشته شود و به آن عمل نکرد. مثلا سرعت و دقت در کار خبری، سرعت رساندن یک خبر گاهی اوقات سبب شود دقت در کار نشود یا افشای بی‌مسئولیتی یک مقام گاهی ممکن است با قاعده حفظ حریم خصوصی تعارض پیدا کند. تراکم قواعد می‌تواند باعث حجم زیاد تکالیف هم شود که شانه‌ها را زیر بار آن خم کند. اگر ما نمی‌توانیم قواعد اخلاقی را نهادینه کنیم، به شکل درونی و وجدانی درآوریم و سرمشق‌های عملیاتی را رفتاری کنیم، یکی از علت‌های آن همین تراکم قواعد و قوانین است. اخلاق فراتر و بالاتر از قانون است اما برخی از مقامات یا مسئولان که وارد مراکز قانون‌گذاری شده‌اند و خود مرجعیت اخلاقی دارند فکر می‌کنند اگر تمام قواعد اخلاقی را به قانون تبدیل کنند، اجرای آن را تضمین می‌کند در صورتی که این گونه نیست و تراکم قانونی لزوما منجر به پایبندی مردم به آنها نمی‌شود.

آیا می‌توان گفت انباشت نشدن تجربه در رسانه‌های ما می‌تواند یکی از دلایلی باشد که اگر مرامنامه‌های اخلاقی هم وجود داشته باشند، در رسانه‌ها به بعضی اصول اخلاق حرفه‌ای توجه نشود؟

بیات: بله، وقتی ناپایداری رسانه‌ای وجود دارد، تجربه‌ی مطبوعاتی نسل‌های مختلف منتقل نمی‌شود و ارتباط بین نسلی بین نسل‌های مختلف روزنامه‌نگاران ایجاد نمی‌شود، انباشت تجربه هم شکل نمی‌گیرد. معمولا نظام‌های متمرکز بیش از این که تمایل داشته باشند این قواعد و قوانین را به شکل درونی و وجدانی نهادینه کنند، بیشتر تمایل دارند با اتکاء به نهادهای بیرونی، مراکز رسمی یا به شکلی با فشارها و اجبارهای رسمی آن را کنترل کنند.

 برخی فکر می‌کنند این قاعده را باید به داخل سازمان رسانه‌ای برد یعنی سازمان‌های رسانه‌ای ما باید شکل خود را سازمان‌دهی و ساماندهی کنند و عملا خبرنگار مجبور باشد در چارچوب آن سازمان رسانه‌ای قواعدی را رعایت کند. کما این که بسیاری از سازمان‌های معتبر رسانه‌ای دنیا از قبل برای خود مرامنامه‌های مشخصی دارند و در آن تعیین شده خبرنگار با دیگران چگونه برخورد کند؟ چقدر می‌تواند فردی را که با او مصاحبه می‌کند، تحت فشار بگذارد؟ چگونه سوال بپرسد؟ در واقع تمام قواعد در آن مشخص شده است. آموزش ندادن قواعد اخلاقی در مراکز آکادمیک و آموزشی روزنامه‌نگاری یکی از اشکالات است که در صورت وجود مرامنامه‌های اخلاقی، می‌تواند به نهادینه شدن این قواعد در میان افراد کمک کند. مهمتر از همه این‌ها و پایدارترین شکل ممکن، شکل‌گیری آن در انجمن‌های داوطلبانه و درونی شدن آن در یک فرایندی از فعالیت‌های صنفی به شکل داوطلبانه است تا همه به آن متعهد شوند. آنها باید احساس کنند رعایت این قواعد در درجه اول منافع جامعه را تأمین می‌کند و هم برای خود سازمان رسانه‌ای و هم فرد روزنامه‌نگار یا گزارشگر مفید، مطلوب و دارای کارکرد است. به نظر من این طوری این قواعد نهادینه می‌شود؛ نه توسط قانون، فشار و اجبار قانونی و رسمی یا با نصیحت اخلاقی و نه حتی با تحکم‌های سازمانی.

من فکر می‌کنم چهار قاعده مشخص و کلان برای عبور از تراکم مقررات در این زمینه وجود دارد که اگر در حوزه رسانه به آن پایبند باشیم، می‌تواند ما را تا حدودی از این مشکلات اخلاقی که برشمردیم عبور دهد. اولین قاعده مشخص در این زمینه «اعتبار» است که یک اصل اساسی در روزنامه‌نگاری است. مردم از ما انتظار اخبار معتبر، موثق و مستند دارند. اگر ما به واقع نمایی و حقیقت نمایی خبر اعتقاد داشته باشیم و به این که خبر باید انعکاس عینی بی کم وکاست واقعیت و بدون هرگونه تحریف، نقص و ابهام باشد، کمک می‌کند تا بدانیم برای تحقق این قاعده چگونه عمل کنیم. اگر منابع خبری روشن، متعدد و مستقل و قابل راستی آزمایی باشد به اعتبار منابع خبری کمک می‌کند.

دومین قاعده، «اعتماد» است که بیشتر به حوزه روزنامه‌نگار و سازمان رسانه برمی‌گردد. اعتماد یعنی باور به بی‌طرفی سازمان رسانه‌ای و بی‌طرفی روزنامه‌نگار. این بی‌طرفی در چند زمینه تعریف می‌شود، در زمینه منافع یعنی روزنامه‌نگار در انتشار این خبر منفعت شخصی دنبال نمی‌کند، سازمان رسانه‌ای در درج خبر دنبال جذب آگهی یا تحت تأثیر فشارهای مراکز و مراجع قدرت نیست.

قاعده سوم، تعهد به جامعه یا احساس «مسئولیت اجتماعی» است. یعنی توجه کنیم انتشار خبر چه پیامدهایی خواهد داشت؟ در درجه اول، روزنامه‌نگار باید تلاش کند اخبار برای خیر و منافع کلان جامعه باشد و نه لزوما یک قشر خاص- که این مرزبندی در عمل بسیار سخت است. بسیاری اوقات منافع حزبی،گروهی و منافع طیف خاصی به عنوان منافع اجتماعی جلوه داده می‌شود اما این کار سختی است و ما همیشه نمی‌توانیم تشخیص دهیم منافع اجتماعی کجاست؟ در درجه دوم گفته می‌شود، سعی کنید حداقل آن خبر اگر نفع و خیری ندارد، ضرری هم برای منافع اجتماعی نداشته باشد و به آن زیانی وارد نکند. درجه سوم، حداقل ضرر را برساند چون هر پیامی ممکن است به عده‌ای بربخورد. در درجه‌ی چهارم هم به پیامدهای خبر در بحث حریم خصوصی باید توجه شود.

چهارمین قاعده مشخص، پایبندی به ارزش‌های عام انسانی در فعالیت‌های خبری است. ارزش‌های عام انسانی که مغایر با ارزش‌های ملی هم نیست، شامل تعهد به آگاهی، دفاع از آزادی، دفاع از صلح و نه جنگ، تعهد به شرافت، وجدان و … است که در واقع تاکید اصلی بر آنها است. همچنین در این قاعده در حوزه مخاطب عام، تاکید بر دفاع از حقوق مدنی اقشار مختلف، جدای از وابستگی‌های نژادی، زبانی، حقوقی و فرهنگی به‌ویژه دفاع از حقوق مدنی اقشار ضعیف‌تر مانند زنان، کودکان، سالمندان و اقلیت‌ها است که روزنامه‌نگار باید به این موارد متعهد باشد.

 یکی دیگر از اصول این حوزه، دیده‌بانی و نظارت بر مراجع و مراکز قدرت است که مهمترین وظیفه روزنامه‌نگاران در همه حال و همه جای دنیا است و هیچ وقت نباید آن را فراموش کرد.  متأسفانه در جامعه ما این مسئله تا حدودی جابه جا شده و این مراکز قدرت هستند که می‌خواهند بر رسانه‌ها نظارت داشته باشند. پاسخگو کردن قدرت و ترویج نوعی سواد رسانه‌ای نیز می‌تواند از مسئولیت‌های روزنامه‌نگاران باشد. سواد رسانه‌ای عبارت است از افزایش و امکان انتخاب و گزینشگری که می‌تواند مخاطب را قوی کند و به او امکان انتخاب بیشتر و نقد و ارزیابی خبر بدهد و چنین امکانی سبب می‌شود مخاطب تحت تأثیر هر خبری قرار نگیرد.

این چهار اصل «اعتبار»، «اعتماد»، «مسئولیت اجتماعی» و «تعهد به مخاطب عام» می تواند کلان ترین اصول اخلاقی باشند که از آن تراکم بکاهند اما اینها تنها جنبه نظری دارد. سؤال این است که این اصول چگونه باید تبدیل به سرمشق‌های عملی شود؟ نهاد صنفی مهمترین نقش را در نهادینه کردن این قواعد دارد نه ترس از فشار بیرونی، زندان، توقیف و … . نهاد صنفی می‌تواند به شکل هنجاری، درونی و وجدانی این قواعد را تحکیم و پایدار کند. بخشی از این بی‌اخلاقی‌ها ناشی از نبود یک نهاد صنفی قدرتمند در حال حاضر است. متاسفانه نهادی هم که وجود داشته به دلیل برخوردها و حمایت نشدن به حالت تعلیق درآمده و این جزء نقاط ضعف است. ما فکر می‌کنیم در نبود چنین نهاد صنفی، افزایش مراکز رسمی یا تعدد مراکز قانونی و … می‌تواند جای آن را بگیرد در صورتی که به هیچ وجه امکان ندارد و شواهد هم در این سال‌ها نشان داده هیچ یک از این مراکز نتوانسته جای خالی این نهاد صنفی را پر کند و نهادهای سیاسی که با عنوان صنفی فعالیت می‌کنند به هیچ وجه نمی‌توانند آن هویت صنفی را تأمین کنند. با وجود این که نهاد صنفی، مطالبه و تقاضای اصلی همه روزنامه‌نگاران جامعه است متأسفانه اقدام جدی در این زمینه صورت نگرفته و در واقع ما کسی را نداریم که در بسیاری از حوزه‌ها از حقوق صنفی روزنامه‌نگاران دفاع کند و بخشی از این بلبشو و بحران اخلاقی در میان رسانه‌ها ناشی از فقدان این نهاد در جامعه است.

همان طور که اشاره شد تحکم‌های سازمان‌های رسانه‌ای هم نمی‌توانند مانند نهاد صنفی، مرامنامه اخلاقی را در میان افراد نهادینه کنند. آقای تقی پور، با توجه به این که شما مدیر یک رسانه خصوصی هستید، فکر می‌کنید سازمان رسانه‌ای و مدیر یک رسانه چه قدر می‌تواند در این زمینه تأثیرگذار باشد؟

تقی پور: این مسئله نسبی است. به نظر من نیروی انسانی مهمترین عامل زنده و پویا بودن رسانه‌ها است. نیروی انسانی اگر اخلاق را در رفتار خود تجلی دهد، طبیعتا تولید و نتایج فعالیت‌های نیروی انسانی هم در یک رسانه اخلاقی خواهد بود. این مسائل نسبی دسته‌بندی‌های مختلفی دارد: اخلاق فردی، اخلاق اجتماعی و مسئولیت‌های اجتماعی. اساسا وقتی رسانه وجود دارد و رسانه‌ها در یک جامعه‌ای تنفس می‌کنند نتیجه آن ایجاد یک انجمن برای پیگیری مسائل صنفی آن حرفه است. رسانه‌هایی که در حال حاضر بر اساس منافع گروهی خود دروغ می‌گویند هم در مرامنامه خود نوشته‌اند دروغ‌گویی ممنوع است. گاهی اوقات توجیه‌گر خوبی هستیم و برای این که بتوانیم یک کار غیراخلاقی را انجام دهیم، آن را به راحتی توجیه می‌کنیم و با درنظر گرفتن بعضی مبانی برای موضوع، آن را اخلاقی جلوه می‌دهیم. رسانه‌های ما هر یک خود می‌توانند علاوه بر این که ایجاد کننده باشند مروج این مسئله نیز باشند. طبیعتا انجمن‌های حرفه‌ای و صنفی می توانند در تقویت این موضوع نقش داشته باشند.

به نظر می‌رسد دولت با همین دغدغه تلاش می‌کند یک سری لایحه را برای تصویب به مجلس ببرد. یکی «سازمان نظام رسانه‌ای» که دو سال پیش مطرح و بسیار بر سر آن بحث شد و هنوز نسخه نهایی آن منتشر نشده است، و دیگری لایحه‌ی «قانون انتشار رسانه‌ها» است که به تازگی منتشر شده، در کمیسیون فرهنگی دولت در حال بررسی است و قرار است جایگزین قانون مطبوعات فعلی شود. نظر شما در این زمینه چیست؟ آیا این طرح‌ها می‌تواند به تقویت اخلاق حرفه‌ای در رسانه‌های ایرانی کمک کند؟

تقی پور: دولت کنونی و معاونت مطبوعاتی در این زمینه بسیار تلاش کرده‌اند و سعی می‌کنند این لایحه را با مشارکت و همفکری اعضای خانواده رسانه به مجلس ارائه دهند اما در بررسی‌ها و پیشنهادها مشخص شده است اساساً هر گونه رفتار دولتی در این حوزه‌ها احتمالا وضعیت را وخیم‌تر خواهد کرد که این مسئله وابسته به دولت نهم و دهم یا دولت تدبیر و امید نیست. به دلیل این که دولت‌ها تغییر پیدا می‌کنند و هر یک سلایق و اولویت‌های مختلفی دارند بنابراین این امر سبب می شود ما باز هم شاهد یک نوع سرگردانی در این حوزه‌ها باشیم. فکر می‌کنم دلیل مخالفت خانواده رسانه با این لوایح، اصل موضوع دولتی بودن آنها است و شاید خانواده رسانه بیشتر ترجیح می‌دهد از طریق رایزنی با نمایندگان خود مردم، طرحی را ارائه کند. رسانه‌ها تمایل دارند از طریق انجمن‌های صنفی و نخبگان حوزه رسانه این اتفاق روی دهد. که دولت هم با آنها مشورت کرده و از مشارکت آنها استفاده کرده و همین که بسیار طول کشیده به دلیل این نظرخواهی است. اما چون دولتی است دچار تمام اتفاقات دولتی در سال‌های گذشته می‌شود و همان طور که شاهد بوده‌ایم سرانجام خوبی پیدا نمی‌کند. اما خود صنف می‌تواند هم مسئولیت آن را برعهده بگیرد و هم در روند اجرای کار، اصلاحات لازم را انجام دهد و در واقع ماندگاری بیشتری خواهد داشت که این خواست عمومی است.

بیات: روند طی شده در جامعه ما در حوزه رسانه‌ها کمابیش مانند حوزه‌های دیگر است. تمام دنیا در حوزه ارتباطات در حال رفتن به سمت مقررات‌زدایی هستند اما در جامعه ما عکس این قضیه است و به سمت مقررات زایی و ایجاد مقررات جدید، بیشتر و وسیع‌تر می‌رویم. این نگاه به نظر من نمی‌تواند پاسخگو باشد و ما هر چه قدر مقررات را در این حوزه بیشتر کنیم، مسائل دیگری را با خود به دنبال می‌آورد. یعنی این مقررات را چه کسی پیشنهاد داده؟ با چه هدفی پیشنهاد شده؟ چه نیتی پشت آن بوده؟ و چه پیامدهایی دارد؟ در صورتی که در این حوزه باید اجازه داد با حداقل مقررات، آزادی عمل باشد. من معتقدم ما باید بیشتر به سمت اخلاق برویم تا قانون. تضمین‌های اخلاق بیشتر درونی و وجدانی است تا بیرونی؛ و بیشتر از طریق اعتبار و حیثیت و فضای صنف تحکیم می‌شود تا بردن همه چیز به حریم قانون.

در بسیاری از کشورها اصلا مجوز انتشار وجود ندارد. تنها ثبت تقاضا مورد نظر است. اینجا مجوز انتشار، هیئت نظارت، هیئت منصفه و بسیاری نظارت‌های دیگر داریم اما چه اتفاقی می‌افتد؟ همه‌ی اینها انعکاس آن بحران است یعنی ما به یک بحران اخلاقی رسیده‌ایم و فکر می‌کنیم برای حل این بحران باید چه کار کنیم؟ قوانین جدید وضع می‌کنیم و تعداد آن را افزایش می‌دهیم. آن طور که شنیده شده در این لایحه جدید تعداد مواد حقوق مطبوعات در حدود چهار ماده است و مواد مربوط به تکالیف و مسئولیت‌ها حدود هفت ماده است که در حدود ۱۷ مورد و ۷۰ بند است. یعنی حجم تکالیف را افزایش می دهیم اما حجم حقوق را کاهش می‌دهیم. این لایحه جدید از قانون فعلی بهتر نیست و حتی بدتر هم می تواند باشد. متاسفانه ما فکر می‌کنیم هر چه قدر قوانین را حجیم کنیم، اختیارات را کم و تکالیف را بیشتر کنیم می‌توانیم مشکلات اخلاقی را حل کنیم، در صورتی که این گونه نیست.

تقی پور: افزایش قوانین و مقررات خود سبب می‌شود به فکر دور زدن این قوانین هم بیفتند. وقتی مقررات دست و پا گیر وضع می‌شود و این رفتار در من نهادینه نشده باشد، عدم رعایت برخی از این مقررات می‌تواند طبیعی جلوه دهد. بسیاری از ما شعار می‌دهیم از چراغ قرمز رد نشویم اما اگر این دستگاه‌های دیجیتال جدید را قرار نداده باشند همه ما نگاهی می‌اندازیم به اطراف و پا را روی گاز می‌گذاریم و به راحتی از آن عبور می‌کنیم. اعتراض اصلی هم این است که این لوایح سبب دولتی‌تر شدن این حوزه می‌شود و شاید بگویم این بیشتر ترس است و اعتراض نیست.

بیات: رسانه‌ای که مجوز آن را دولت می‌دهد، طبق قانون نظام صنفی سابق، خبرنگارش را دولت تعریف می‌کند، آگهی‌اش را هم که دولت تأمین می‌کند، دیگر چه جایی برای استقلال روزنامه نگاری باقی می‌ماند؟ این طرح جدید هم به گونه‌ای طراحی شده که نهادهای دولتی دست بالا را دارند و اینجا دیگر اصلا نظام مطبوعات مستقل، مطبوعات خصوصی و از این قبیل شکل نمی‌گیرد.

به نظر می‌رسد مشکل موجود در این قانون این است که حمایت‌های واقعی از روزنامه‌نگاران بسیار کم است. حمایت واقعی یعنی اگر برای روزنامه‌نگاری در حین جمع‌آوری اطلاعات یا انتشار خبر مشکلی پیش بیاید، بتواند به جایی مراجعه و بر اساس آن به حقوقی دست پیدا کند. بیشتر بازخواست روزنامه‌نگاری است.

بیات: تمام این قواعد و قوانین زیاد بیشتر نشان دهنده تلاش مراکز و مراجع رسمی برای نظارت بر رسانه‌ها است. در صورتی که فلسفه وجودی رسانه‌ها عکس این قضیه است. اما انگار این دو جایشان را عوض کرده‌اند. ما داریم مطبوعات را از ماهیت و هویت خود خالی می‌کنیم چون نقش رسانه‌ها شفاف‌سازی و اطلاع‌رسانی و نظارت بر مراکز قدرت است تا فساد ایجاد نشود. در همین بحث فسادها و اختلاس‌ها، یکی از علت‌ها ضعف رسانه‌های ما بود و این که ضعیف نگه داشته شدند. اگر رسانه‌ها آزادتر و مستقل‌تر بودند و می‌توانستند به موقع اطلاع‌رسانی کنند، این اتفاق‌ها روی نمی‌داد. عمده این فسادها که در حال حاضر حالت سیستمی پیدا کرده و شبکه‌ای شده به این مرحله نمی‌رسید. اگر رسانه‌ها رکن چهارم دموکراسی هستند، یعنی نظارت کنند. نوع نگاه موجود در دستگاه رسمی این است که فکر می‌کنند اطلاع رسانی و شفافیت در جامعه ایجاد ناامنی و تنش می‌کند، بنابراین باید با قواعد و قوانین مختلف آن را کنترل و بر آن نظارت کنند. این تصور اشتباه است که میان اطلاعات و امنیت تضاد وجود دارد و فکر ‌کنیم هر چه قدر اطلاعات بیشتر شود، امنیت هم کمتر می‌شود.

ساختار کلی رسانه‌های ما ساختار دولتی است و بیشتر رسانه‌ها دولتی یا حاکمیتی یا متعلق به نهادهای عمومی هستند اما هر روز تحکم قانون را وسیع‌تر و گسترده‌تر می‌کنیم. اتفاقا این یکی از پارادوکس‌های جالب است، شما فکر کنید اگر قرار بود اینجا رسانه‌ها خصوصی‌تر، مستقل‌تر و آزادتر باشند ما باید چه برخوردی می‌کردیم؟ این مسئله یک نگاه پشت آن است و آن نگاه بدبینانه، مزاحم و پارازیتی به رسانه است، در حالی که اطلاع‌رسانی ایجاد شفافیت و امنیت می‌کند و به اصلاح امور، تقویت همبستگی اجتماعی و تقویت هویت دفاع از منافع ملی کمک، و از فساد جلوگیری می‌کند که تمام اینها از کارکردهای رسانه است. به نظر می‌رسد هر چه قدر از حجم قواعد و قوانین کاسته شود؛ مقررات تلطیف شده و به سمت اخلاق پیش برویم و همچنین این حوزه به دست خود رسانه‌ها و انجمن صنفی روزنامه‌نگاران و مدیران سپرده شود، بهتر می‌شود.

به نظر شما، رسانه‌های تخصصی حوزه رسانه که در واقع رسانه برای رسانه هستند، چگونه می‌توانند در این زمینه‌ها فعال‌تر عمل کنند و به نوعی در ترویج اخلاق حرفه‌ای یا قانونی حتی آگاهی‌های تخصصی به مخاطبانشان ارائه دهند ؟

تقی پور: من فکر می‌کنم رسانه‌های تخصصی در این حوزه موظف هستند، مسئولیت گروه‌های مرجع را برایشان تکرار و به آنها گوشزد و یادآوری کنند. گروه‌های مرجع در این حوزه خود رسانه‌ها هستند که رسانه‌های تخصصی برای آنها می‌نویسند. آنها باید یادآوری کنند، آموزش ببینند، آگاهی خود را افزایش و ارتقاء دهند و در واقع  به اخلاق حرفه‌ای پایبند باشند. مسائلی از قبیل اعتبار منبع، پرهیز از ورود به حریم خصوصی افراد و مسائل دیگر را در نظر بگیرند. جامعه نیز مسئولیت‌هایی دارد که رسانه‌ها موظف هستند به آن‌ها نیز گوشزد کنند.

بحث دیگر که کمتر به آن پرداخته شده، موضوع «سواد رسانه»ای است که در دنیای امروز – با توجه به این که هر فردی یک رسانه در اختیار دارد- به‌شدت مورد نیاز است و باید ارتقاء داده شود. سواد رسانه‌ای یعنی متوجه باشیم چه پیامی را گزینش و چه پیامی را رد کنیم و به آن توجهی نکنیم. در ظاهر تعریف سواد رسانه‌ای یک جمله است اما دارای ابعاد بسیار چند لایه و عمیقی است که بخش مربوط به جامعه را خود رسانه‌ها باید برای مردم بازگو کنند. این یک موضوع بسیار مهم است اما متأسفانه در این حوزه کم‌کاری‌های زیادی را شاهد هستیم.

یک بخش هم مسئولیت‌هایی است که متوجه دولت است و رسانه‌های تخصصی باید این را به دولت که به معنای عام مورد نظر است، گوشزد کنند و آن هم اعتماد به رسانه‌های بخش خصوصی است. حاکمان، قصاص قبل از جنایت انجام ندهند بلکه اجازه دهند این گونه، رسانه‌ها خود به بلوغ برسند. هرجا به مردم اعتماد، و اجازه رشد و بلوغ به آنها داده شده، مردم عکس‌العمل‌های خوبی نشان داده‌اند. در همین سال‌های بعد از انقلاب مردم در بسیاری جاها بسیار پخته عمل کرده‌اند. رسانه‌های تخصصی  باید این مسئله را به دولتی‌ها گوشزد کنند. از دولتی‌ها هم طبیعتا چون مسئول هستند، انتظار می‌رود دامنه صبر و تحمل‌شان وسیع‌تر و گسترده‌تر باشد اما ما این را شاهد نیستیم و متاسفانه کوچکترین مسئله‌ای سبب می‌شود به برخی از آقایان بر بخورد، عصبانی شوند و موضع گیری کنند. درست است که قدرت دارند اما باید از آن در جای خود استفاده کنند نه این که بلافاصله طرح و لایحه تدوین و محدودیت ایجاد کنند. آنها باید اجازه دهند خود رسانه‌ها برای خود تصمیم‌گیری کنند.

من فکر می‌کنم اتفاقا این کار به حوزه اخلاق در رسانه‌ها کمک می‌کند. ما باید اصول را تعریف کنیم و اجازه دهیم در بقیه موارد خود رسانه‌ها اقدام کنند و تصمیمات لازم را برای خود بگیرند. رسانه‌ها هم باید پایبند قواعد و ارزش‌های کشور باشند و در چهارچوب مقررات قابل قبول در کشور اقدام کنند.

رسانه، جامعه و دولت با هم یک مثلث را تشکیل می‌دهند. این مثلث هر یک وظایف، تکالیف و البته حقوقی بر عهده دارند. باید اجازه داده شود به حقوق شان برسند و در نقطه مقابل باید وظایفشان نیز مطالبه شود. یک طرفه نمی‌شود و باید به صورت همه جانبه به آن پرداخته شود.

بیات: متأسفانه رسانه‌ها به همه می‌پردازند به غیر از خودشان. به نظر من یکی از رسالت‌های اصلی رسانه این است که به این مسائل بپردازد یعنی آسیب‌شناسی رسانه‌ها، مسائل و مشکلات صنفی رسانه‌ها، حقوق رسانه‌ها و مطالعات مقایسه‌ای وضعیت ما در مقایسه با سایر کشورهای دنیا و … . کشور ما در همه جای دنیا در زمینه‌ی مجوز، استثناء است و باز کردن این مسائل به نظر من می‌تواند افق‌هایی را به روی سیاستگذاران و برنامه‌ریزان بگشاید که با نگاه آینده‌نگرانه به این حوزه نگاه کنند. اگر همین قانون را ما با یک نگاه بلندمدت و آینده‌نگرانه ببینیم ممکن است به شکل دیگری نظام رسانه‌ای خود را ساماندهی کنیم. باید توجه کنیم مثلا ۲۰ سال پیش فضا این گونه نبود و بسیاری از رسانه‌های امروزی، آن زمان وجود نداشتند؛ شبکه‌های اجتماعی و فضای وب نیز مانند امروز فعال نبود و با توجه به این مسائل باید تصمیم گرفت. الآن جای مخاطب، رسانه و تولیدکننده عوض شده و همه تبدیل به یک فضای مشارکتی شده و با همدیگر فعالیت می‌کنند. این وظیفه رسانه تخصصی است که بیاید با واکاوی، برررسی و مطالعات مقایسه‌ای، مسائل و مشکلات این حوزه را باز کند و به شکل کاملا علمی، بی‌طرفانه، دقیق، روشمند و از طرفی دیگر آینده‌نگرانه این کار را انجام دهد.

نکته‌ی مهم در این زمینه وضعیت مخاطبان رسانه‌های تخصصی است. به نظر شما مخاطب رسانه‌های تخصصی هم مانند مخاطب رسانه‌های عمومی ریزش داشته است؟ و چه تفاوت‌هایی با هم دارند؟

بیات: وقتی فضای رسانه و فعالیت رسانه‌ای، فضای ناامنی می‌شود چه برای نخبگان اقتصادی که در این حوزه سرمایه گذاری می‌کنند، چه برای نخبگان فکری که در این حوزه قلم می‌زنند و تحلیل می‌نویسند، تمایل برای آمدن به طرف این گونه رشته‌ها در میان متقاضیان کمتر می‌شود. از طرف دیگر، وقتی رسانه‌های ما یک مقدار هویت خود را از دست می‌دهند و از واقعیت رسانه‌ای‌شان تحت فشارها و تحکم‌ها خارج می‌شوند و رسانه‌های جایگزین جای آنها را می‌گیرند باز هم مقداری به ریزش مخاطب رسانه‌های تخصصی دامن می‌زند، اما چشم انداز با توجه به نوعی آینده نگری روشن‌تر است.

دنیای آینده تا حدود زیادی در پرتو ارتباطات و تکنولوژی‌های نوین ارتباطی ساخته می‌شود و به نظر می‌رسد تصویر دنیای آینده مرهون این وسایل است و در تصور آینده‌ی این رسانه‌ها مخاطبان رسانه‌های تخصصی بیشتر خواهد شد.

چهار نیروی ساختاری در آینده نه تنها در جامعه ایران بلکه در کل جوامع نقش اساسی را خواهند داشت: اولین مورد آن جهانی شدن است و در واقع تصویری از دنیای ما ارائه می‌دهد. مورد دیگر تجاری شدن است که همه چیز در یک فضای خرید و فروش و کالایی است. فردی شدن هم یک مورد دیگر است به نوعی که در حال حاضر همه چیز شکل فردی به خود می‌گیرد و حتی رسانه‌ها هم در حال تبدیل شدن به رسانه‌های فردی هستند؛ گروه‌های تلگرامی و کانال داریم و حتی کانال‌ها هم در حال از دست دادن شکل تعاملی خود و بیشتر یک طرفه هستند. مورد چهارم نیز رسانه‌ای شدن است که جهان آینده جهان رسانه‌ای شده است و رسانه‌ها یکی از قدرت‌های اصلی جهان آینده هستند. چالش اصلی در دنیای آینده بر سر رسانه‌ها است، این که چه کسی کنترل رسانه‌ها را به دست بگیرد؟ این چالش بسیار مهمی است. جالب است که اطلاعات و رسانه‌ها دنیای آینده را شکل می‌دهند اما خود این اطلاعات قابل کنترل شدن نیست و همین مسئله در جامعه ما وجود دارد.

در جامعه ما در حال حاضر، یک نوع کشاکشی  بر سر رسانه‌ها وجود دارد بین نیروهای سنت گرا و جامعه مدنی؛ و به نظر می‌رسد جامعه‌مدنی در فضای مجازی دست بالا را دارد و نیروهای سنت گرا در رسانه‌های رسمی. به نظر من رسانه‌های تخصصی در دنیای آینده ضرورت، جایگاه و اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند و مخاطبان بیشتری نیز به دست می‌آورند، به‌ویژه رسانه‌های جدید با مخاطبان جدید که جایگزین رسانه‌های رسمی می‌شوند. رسانه‌های جدید، فیس‌بوک، توییتر، اینستاگرام، تلگرام، لاین و تمام شبکه‌های اجتماعی به نوعی نقد اخلاقی فضای رسانه‌ای غالب، رسانه‌های مسلط و رسانه‌های حکومتی هم هستند. رسانه‌های جدید خلاء‌های رسانه‌های رسمی را پوشش می‌دهند و حتی علیه حرفه‌ای‌گرایی اقدام می‌شود که احساس می‌کنند منجر به نوعی محافظه‌کاری سیاسی شده است. یعنی رسانه‌های رسمی خود را پشت نوعی آداب و تشریفات حرفه‌ای پنهان کرده مثل این که خبر باید تنها از مراکز و مراجع رسمی باشد و اخبار و منابع دیگر اعتبار ندارد. اگرچه این رسانه‌های جدید هم دچار نوعی مسائل و بحران‌های اخلاقی دیگری شده‌اند مانند منابع بی‌اعتبار. یعنی منابع خبری شان معلوم نیست، چقدر می توان به آن اتکاء کرد و با دامن زدن به شایعات خبر منتشر می‌کنند، ترویج پاراگراف خوانی به جای متن خوانی، ترویج نوعی ادبیات غیربهداشتی و توسعه آماتوریسم به جای حرفه‌ای‌گرایی. یکی دیگر از بحران‌های این شبکه‌ها، اتوبار اطلاعاتی است یعنی افراد فقط این خبرها را منتقل می‌کنند بدون توجه به اهمیت و درستی آن.

آقای تقی پور، ارزیابی شما از وضعیت مخاطبان رسانه‌های تخصصی چیست؟ به نظر شما در فضای فعلی رسانه‌ها در ایران، رسانه‌های تخصصی بر مخاطبانی مانند روزنامه‌نگاران و اساتید ارتباطات بیشتر می‌توانند تاثیرگذار باشند یا بر مسئولان و قانون‌گذاران حوزه رسانه؟

تقی پور: در دنیای به شدت رسانه‌ای شده امروز رسانه‌های تخصصی به خوبی دارند جای خود را باز می‌کنند. ما در کشور خود شاهد هستیم روز به روز بر تعداد رسانه‌های تخصصی افزوده می‌شود در حوزه های مختلف از دامداری و کشاورزی گرفته تا حوزه ارتباطات و پزشکی و غیره. اینها مخاطبان هدف را نشانه گرفته‌اند و استقبال هم روز به روز از آنها بیشتر می‌شود. هم در تولید این رسانه‌ها و هم در بهره‌گیری از آنها که مخاطب خود را نیز دارند، وضعیت بهتر هم خواهد شد. رسانه‌های عمومی هم اشباع شده است و خیلی پاسخگوی نیازهای مردم نیست. مثلا ما اگر بخواهیم خبری را کپی پیست کنیم، این کار در شبکه‌های اجتماعی در حال انجام است بنابراین جذابیتی ندارد. در اینجا نیز اگر رسانه‌های عمومی ما بخواهند خود را نجات دهند، باید محتوای اختصاصی و نه تخصصی تولید کنند و در واقع به تحلیل و تفسیر بپردازند که راه نجات این گونه رسانه‌ها در دنیای رقابتی امروز است. اما این که اساتید و دانشجویان این حوزه‌ها بیشتر می‌توانند مخاطب قرار گیرند یا مسئولان؟ به نظر من هر دو طیف می‌توانند مخاطب رسانه‌های تخصصی باشند و به غنی شدن آن کمک کنند.

نکته مهم این است که یک قانون اساسی در حوزه رسانه وجود دارد به نام قانون مطبوعات. چون برخوردهای افراط و تفریط گونه با آن داشته‌ایم و با این قانون مطبوعات هیجانی رفتار کرده‌ایم، به فراموشی سپرده شده است. اگر بخواهیم اخلاق در رسانه‌ها رعایت شود کافی است تنها مواد مطرح شده در این قانون مطبوعات را یک بار بخوانیم و مرور کنیم. ما تمام قانون مطبوعات و خاصیت‌ آن را سال‌هاست فقط در ارتباط با دادن یا ندادن مجوز و هیئت نظارت به کار می‌بریم. از سال ۷۹ قرار بود اصلاحاتی در ارتباط با قانون مطبوعات انجام شود اما آن قدر افراط و تفریط شد که حکم حکومتی برای آن آمد. اگر این قانون نیازمند اصلاح و به‌روزرسانی بوده هم دیگر نتوانسته‌ایم به سمت آن برویم و حالا در سال ۹۵ نزدیک به ۱۶ سال عملا به دلیل رفتارهای غیرحرفه‌ای و افراط و تفریط هنوز این قانون اصلاح نشده است. اگر این قانون به‌روزرسانی شود، می‌تواند به حوزه اخلاق هم کمک کند چرا که این قانون در سال ۶۴ تصویب شده و از آن زمان تاکنون دنیای رسانه هم به لحاظ شکلی و هم محتوایی دچار تحول عظیمی شده است. بنابراین قانون باید در یک فضای عقلانی و به دور از هیجان و در یک فضای کاملا کارشناسی تجدیدنظر و اصلاح شود و به سمتی برویم که از قانون مطبوعات در توسعه اخلاق‌گرایی در مطبوعات استفاده کنیم. همچنین قانون دسترسی آزاد به اطلاعات را برای رعایت اخلاق حرفه‌ای باید مورد نظر قرار داد.

بیات: چون جهان رسانه‌ای شده است و این رسانه‌ها قدرت‌های آینده را شکل می‌دهند، ما نه تنها رسانه‌های تخصصی و موضوعی خواهیم داشت که حتی رسانه‌ها به سمت رسانه‌های فردی هم پیش می‌روند و تا این حد توسعه پیدا می‌کنند. ما در ترسیم رسانه‌ها نباید وضعیت فعلی را نگاه کنیم بلکه این شرایط را با نگاه به آینده ببینیم، آینده‌نگری کنیم، فراتر برویم و نگاه دیگری داشته باشیم.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false